چون حاوي اطلاعات يوناني، عبري و عربي و همچنين لاتيني است. مهمترين مأخذ او
قانون ابن سينا (يازدهم ـ 1) بوده، ولي از موٴلفان قديم و سدههاي ميانه عدهٴ زيادي را ذكر ميكند.
اطلاعاتي مقدماتي درباب اوزان پزشكي اغلب در آثار منظوم ديده ميشود.1
مأخذ اطلاعات سوم، كه مختص به آثار عربي است (از سدهٴ يازدهم به بعد)، كتاب هايي است كه براي راهنمايي محتسبان نوشته شده، كه كارشان نظارت بر بازارها بوده است. در
معالم القربة في احكام الحسبة تأليف ابن اخوة (متوفا 1329)، دو فصل (9 و 10) به اوزان و مقادير اختصاص دارد،2 ولي اشارات در آن باب در فصول ديگر هم (مثلاً 11) ديده ميشود.
بررسي اوزان با دقت بيان شده است؛ موٴلف به محتسبان يادآور گرديده كه قپان قبطي بهآساني ممكن است از حالت دقيق منحرف شود و چگونه بايد آن را بررسي كرد. رسالهٴ او معلوم ميسازد كه اوزان و مقادير مورد استفاده در ممالك اسلامي به همان تنوع و تعدد عالم مسيحيت بوده است؛ مثلاً از هفت نوع ذراع نام ميبرد. از كتاب او ميتوان اندازهٴ دقيق آنها را شناخت، ولي محتسب يك ذراع چوبي يا فلزي استاندارد و همچنين اوزان استاندارد در اختيار داشت. گاه واحد طول را بر ديواري در نزديكي بازار حك ميكردند و من چنين موردي را در يكي از شهرهاي شمال آفريقا ديدهام كه فكر ميكنم در تلمسان بود.
بالاخره اطلاعات درباب اوزان و مقادير را احتمالاً بتوان از كتابهاي تاريخ و جغرافيا، مثلاً از آنچه براي راهنمايي منشيان سلاطين مملوك نوشته شده و همچنين از تاريخهاي ملل مختلف، از آييننامهها و مجموعههاي قوانين استخراج كرد.
روي هم ريختن اطلاعات گردآوريشده از همهٴ اين منابع و از آثار تاريخي سودمند خواهد بود، ولي مستلزم كار زيادي است و پيش از انجام چنين كاري هر نوع نتيجهگيري مشكوك خواهد بود.
اوزان و مقـاديـر در خـاور دور
در اشارات قبلي، فرهنگ غربي و اسلامي را در نظر داشتم كه با آنها آشنايي بيشتري دارم، ولي همين اشارات با تغييراتي در مورد خاور دور هم صادق است. اطلاعات درباب اوزان و مقادير را ميتوان در ((خاطرات)) يا در بخشهاي فنيتر تاريخهاي سلسلههاي امپراتوري و همچنين در برخي تذكرههاي بودايي3 و تائويي (؟) يافت. اطلاعات ضمني ممكن است از مسئلههاي